باران که می بارد تو می آیی
عاشقانه هاي من براي پسرم داوين
میدونی چیش برام ارزشمنده اینکه هیچ کدوم این کارا رو من بهت یاد ندادم خود انگیخته بودنش برام ارزشمنده امشب صندلیت وسط سالن بود یه نگاه کردی بهش و بعدم یه نگاه به آیفون بعدم کشان کشان آوردی گذاشتیش زیر آیفون و رفتی بالا و به هدفت رسیدی و آخرش هم یه جیغ بنفش از سر ذوق به یه آرزوی دیگمون هم رسیدیم امروز صبحانه ات رو که املت تخم بلدرچین بود با نون خوردی لقمه لقمه اولین بار بود که لقمه میخوردی تبریک به علیرضای عزیز به عنوان نون آور خونه... چند روزیه دستتو میگیری به نرده و خودت پله ها رو بالا پایین میری مرد شدی دیگه کوچولو... راه دهنتو میگم بعد دو سال دیر پیدا کردی ولی بالاخره پیدا کردی امروز نارنگی و سیب رو با دست خودت گذاشتی توی دهنت خوشحالم که میوه دوست داری چقدر دوست داشتم مث خودم میوه خور باشی امروز بعد از خواب بعد از ظهر یک سیب کامل خوردی یه سیب ها، نه آب سیب، نه پوره سیب، یه سیب راست راستکی... *پینوشت: برای دل عمو کیوان زود به زود آپ میکنیم شاید دیوار مقاومتشو شکست و برات کامنت گذاشت شازده کوچولو امروز دو ساله شدی روزهامون رو میگذرونیم و خدا رو شکر میکنیم تو هر روز از روز قبل بهتری و من از اینکه تو رو دارم شادم و خدای بزرگ رو شکر میکنم دو سه شب پیش خواب دیدم داری حرف میزنی و تند تند پشت هم میگی تولد مبارک من بیصبرانه منتظرم داوین جانم حرفی بزن چیزی بگو شعری فراهم کن روی غزل های مرا کم کن شما مردا همیشه هوای همو دارید باباتو رو سفید کردی قول داده بود روز تولد دو سالگیت کباب کوبیده با پلو بخوری یه روز مونده بود به تولدت یعنی امروز جوجه کباب با پلو خوردی هییییییییییییییییییییییییییییییییی خدا رو شکر قول بدید همیشه هوای همو داشته باشید پدر و پسر عشق قانون شکن خوبیه جوجه هامو شمردم یکی بود برابر با بینهایت بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد رنج گل بلبل کشید و حاصلش را باد برد. و خدا داند و بس که در قصه ما کدامین فرهادیم و کدام بلبل و باد! در اینکه گل تویی و عشق همان بیقرار در سینه من شکی نیست داوین جانم... زیارتت قبول تنت سالم دلت خونه مهر خدا ما رو هم دعا کن فرشته کوچولو...
| قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت |
